تبلیغات
❤Miraculousworld ❤ - داستان عشق سرطانی پارت اول

داستان عشق سرطانی پارت اول

پنجشنبه 17 خرداد 1397 08:08 ب.ظ

نویسنده این مطلب : lady maisa
ارسالشدهدر: داستان عشق سرطانی ،
سلام دوستان 
شرمنده دیر شد قرار بود ۱۵ خرداد داستانمو بنویسم 
ولی اینترنتمون تمومید 
الانم اومدم پارت یکم داستان عشق سرطانی رو براتون بذارم در وب داستان نویسی تانیا هم باز نشر میشه 
(البته اگه نویسندم بکنه  )
خب دیگه برید ادامه مطلب داستانو بخونید 
برای پارت بعدی هم ۶۰ نظر میخوام
پوسترش:
  •  

مارینت
خدایاااا چراباید این بلا سرمن میامد
مگه من چیکار کردم 
مگه عشق گناهه 
ای کاش همیشه عشقم به آدرین مخفیانه بود حتی اگه هیچ وقت هم بهش نمیرسیدم 
نمیتونم چیزیو که دیدم باور کنم 
یعنی واقعا آدرین کت نواره ؟؟؟
کسی که این همه مدت همکار من بوده؟؟؟
کسی که همیشه پیشم بوده ...
کسی که منو میبوسید و بغلم میکرد اما من هیچ وقت اهمیت ندادم 
کسی که هیچ وقت به حرفهای عاشقانش محلش ندادم 
آدرین بود!؟؟؟
نه نه نمیتونم باور کنم 
خدایا من اصلا نمیخوام زنده بمونم 
نمیخوام سرطانم خوب شه 
میخوام هرچه زودتر بمیرمممم 
دیگه جرئت نگاه کردن تو چشمای آدرین رو ندارم با بلایی که کلویی***سرم اورد
هیچ وقت نمیذارم بفهمه که من سرطان داشتم 

ILOVE YOU ADRIAN FOR EVER

آدرین 
وای بیچاره مارینت خیلی ضایع شد
همش تقصیر این کلویییه اون این بلا را سر ش اوردددد 
دختره ی حسودددد حالا دیگه مارینت جرئت نگاه کردن تو چشمای منو نداره خب منم ندارم چون 
بهش خیانت کردم بهش نگفتم که من سرطان دارم و چیزی تا پایان عمرم نمونده 
یعنی واقعا اون لیدی باگ بوده؟ ؟؟
کسی که این همه مدت عاشقش بودم؟؟؟
هیچ وقت فکرش رو نمیکردم 
آخه رفتارش خیلی عوض میشه وقتی که لیدی باگه 
اون تو حالت خودش خیلی خجالتیه
ولی...ولی اگه اون عاشقم بوده چرا هیچ وقت ثابت نکرد؟؟؟
چون خجالت میکشید؟؟
ولی مارینا دختر خوبیه و الان من عاشقشم ازش دلخور نمیشم
خدایااااا 
چیکار کنم ؟؟؟
هاااااه مارینت!
مای لیدی‌!
ILOVE YOU FOR EVER

کلویی
هههههه خوب حالش رو گرفتم دختره ی پررو فکر کرده کیه 
فکر کرده چون لیدی باگه پس دیگه خفنم شده
نه کور خونده 
با این بلایی که سرش اوردم 
آدرین دیگه مال من خواهد شد
ههههههه 
اوهههه آدرینییی جون
و بعد لیلا خندید و با کلویی زدن قدش

لوکا

بیچاره مارینت !!!
دختره ی******
ببین با مارینت چیکار کرد!!!
ههااااه
مارینت یعنی لیدی باگه ؟؟؟؟
مگه میشه ؟؟؟
آدرین هم کت نوار همکارش ؟؟؟
یعنی اونا برای هم ساخته شدن ؟؟؟
اون معشوق داشته در حالیکه تمام زندگی من بود!!!
اون حتی بدون اینکه جواب خواستگاری منو بده گریه کردو به اتاقش رفت !!!
خیلی عوض شده 
چرااااااا 
چراااااا 
ولی من تا ابد عاشقتم و انتقامتو میگیرم
هااااه مارینت !!!
I LOVE YOU FOR EVER 

استاد فو
من خودم میدونم کیا رو به قهرمانی برگزیدم دو جوان شجاع و بیباک 
اونها هیچ وقت نا امید نمیشن فقط خودشون رو به اون راه میزنن 
عشق بزرگترین قدرتی است که اونا دارن 
و بزودی به کار خواهد امد من مطمئنمممم


اما چیشده؟؟
موضوع چیه؟؟
سرطان؟؟!!!!
خواهید فهمید...
 

این داستان ادامه دارد.....




دیدگاهها : نظرمیراکولرین
*آخرین ویرایش*: یکشنبه 20 خرداد 1397 05:54 ب.ظ